آرشیو برای: "مرداد 1396, 26"

محاسبه

سؤال از خود گفتم با فرمانده تان کار دارم. گفت الآن ساعت یازده است، ملاقاتی قبول نمی کند. رفتم پشت در اتاقش در زدم. گفت کیه؟ گفتم: مصطفی منم. گفت: بیا تو. سرش را از سجده بلند کرد، چشم های سرخ، خیس اشک، رنگش پریده بود. نگران شدم. گفتم: چی شده مصطفی؟ خبری… بیشتر »